سیزده موزیک

لودویگ فان بتهوون

بتهوون

موسیقی‌دانان برجستهٔ آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد /

 

لودویگ فان بتهوون یا لودویگ فان بیتهوفِن

موسیقی‌دانان برجستهٔ آلمانی بود که بیشتر زندگی خود را در وین سپری کرد. وی یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دورهٔ رمانتیسیسم بود. بتهوون، به‌عنوان موسیقی‌دان تاریخ ، همیشه مورد ستایش قرار گرفته و آوازهٔ او موسیقی‌دانان، آهنگ‌سازان ، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده است ، در ۳۰ سالگی ۱۶ سونات و ۱۳ واریاسیون نوشته بود ولی به این دو فُرمِ موسیقی ، با شهامت بسیار یک فُرم سوم اضافه کرد ، با تهور بسیار فُرم اسکرتسو را ابداع و جایگزین منوئهٔ قدیم کرد ، آثار بتهوون که در زمانی کوتاه به فاصله نه سال از ۱۸۰۳ تا ۱۸۱۱ بوجود آمده است از لحاظ عظمت و ژرفا فراتر از آثار هر هنرمند دیگری در جهان است که هرگز نتوانسته‌ اند در زمانی به این کوتاهی، آثاری به این عظمت بیافرینند، در میان آثار شناخته شدهٔ وی می‌توان از سمفونی سوم ، سمفونی پنجم ، سمفونی نهم ، سونات پیانوی پاتتیک ، سونات مهتاب ، و سونات پیانوی هامرکلاویِر ، اپرای فیدِلیو و میسا سولِمنیس نام برد ، بتهوون برای هر سمفونی سالها وقت صرف می‌کرد، سمفونی نهم او به تنهایی تا زمان تکمیل شدن ۱۰ سال وقت گرفت ، برای همین است که حدود چهل سمفونی از موتسارت و فقط نه سمفونی از بتهوون مانده . بتهوون در شهر بنِ آلمان متولّد شد. پدرش ، یوهان وان بتهوون ، اهل هلند (فلاندر آن زمان) بود و مادرش ماگدالِنا کِوِریچ وان بتهوون تبار اسلاو داشت . این خانواده صاحب هفت فرزند شد که چهارتن از آنان در کودکی درگذشتند . آنان که باقی ماندند عبارت بودند از سه برادر به نام‌های لودویگ، کاسپار کارل (۱۷۷۴–۱۸۱۵) و نیکولاوس یوهان (۱۷۷۶–۱۸۴۸) . اولین معلّم موسیقی این هنرمند پدرش بود . پدرش یکی از موسیقی‌دانان دربار بن بود . او مردی الکلی بود که سعی می‌کرد وی را به‌ زورِ کتک ، به‌عنوان کودکی اعجوبه همانند موتسارت به نمایش بگذارد. هرچند استعداد بتهوون به‌زودی بر همگان آشکار شد . بعد از آن ، بتهوون تحت آموزش کریستین گوت‌ لوب نیفه قرار گرفت . همچنین بتهوون تحت حمایت مالیِ شاهزاده اِلِکتور (همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد) قرار گرفت . بتهوون در ۱۷سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرفت ، مسئولیّت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت . بتهوون در سال ۱۷۹۲ به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش یوزف هایدن قرار گرفت ؛ ولی هایدنِ پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار ، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند . به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشتس‌ب رگر معرّفی کرد. از سال ۱۷۹۴ بتهوون به‌ صورت جدّی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌ دست پیانو و نیز کم‌کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد . بتهوون بالاخره شیوهٔ زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد : به جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقیدانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگزاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عدّه‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد. بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود . زمانی درد شکم شروع به آزار دادنش کرد . اما، علاوه بر این مشکلات جسمی ، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک سری روابط عشقی از جملهٔ آن‌ها بود . در سال ۱۸۲۶ وضعیت سلامت وی به شدت وخیم شده بود ، تا اینکه یک سال بعد، در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ از دنیا رفت . در آن زمان تصور می‌شد مرگش به‌دلیل بیماری کبد بوده باشد ، اما تحقیقات اخیر بر اساس دسته‌ای از موهای بتهوون ، که پس از مرگش باقی‌مانده، نشان می‌دهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ وی بوده است (مقدار سرب خون بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود) . احتمالاً منبع این سرب ماهی‌های رودخانه آلوده دانوب و ترکیبی از سرب ، که برای شیرین کردن شراب استفاده می‌شود، بوده است . بعید است ناشنوایی او به خاطر مسمومیت از سرب بوده باشد. برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که اختلال در پادتن سیستم دفاعیِ بدن و دچار شدن به بیماری لوپوس منتشر عامل آن بوده است . بسیاری معتقدند موسیقی بتهوون بازتاب زندگی شخصیِ اوست که در اکثر اوقات تجسمی از نبرد و نزاع همراه با پیروزی است . مصداق این توصیف را می‌توان در اکثر شاهکارهای وی ، که بعد از یک دشواری سخت در زندگی‌اش پدید آمدند، یافت. او در سال ۱۸۰۲ در هایلیگِنشتاد (روستایی خارج از وین) وصیت‌نامه‌ای خطاب به دو برادرش نوشت که به وصیتنامه هایلیگِنْشتاد معروف است . پس از واقعه هایلیگنشتاد و غلبه بر یأسش از ۱۸۰۳ تا ۱۸۰۴ سمفونی عظیم شماره ۳ خود به نام اروئیکا را که نقطه تحول در تاریخ موسیقی است ، تصنیف کرد . طی مبارزه چندساله‌ اش برای قیمومیت برادرزاده‌اش، کارل ، بتهوون کمتر آهنگ ساخت ، و وینی‌ها شروع به زمزمه کردند که کار او تمام است . بتهوون، که شایعات را شنیده‌بود ، گفت: «کمی صبر کنید، به‌زودی چیزی متفاوت خواهید فهمید» و اینطور هم شد . بعد از ۱۸۱۸ مسائل داخلیِ زندگی بتهوون مانع از انفجار خلاقیت او نشد و بعضی از بزرگ‌ترین آثارش : میسا سولِمنیس، سمفونی شماره ۹، آخرین سوناتهای پیانو و آخرین کوارتت‌های زهی را به وجود آورد . او از سال ۱۸۰۰ به ناشنوایی تدریجیِ خود پی برد. برای یک آهنگساز و نوازنده هیج اتفاقی نمی‌تواند ناگوارتر از ناشنوایی باشد، اما حتی آن هم نتوانست مانعی جدی برای بتهوون باشد . آخرین کارهای او شگفتی خاصی دارند، و بسیاری آن‌ها را مملو از معانی مرموز و ناشناخته به‌شمار می‌آورند و  بتهوون را بزرگ‌ترین هنرمند تاریخ موسیقی و پیانو می‌دانند .

1 دیدگاه:

هنرمند تکرار نشدنی موسیقی کلاسیک

بالا! Created by Dream-Theme — amirsheikhi.